شب یلدا
گل پسر مامان شب چله رو هم پشت سر گذاشتیم.روز جمعه آنا اینا اومدن و تو خونه خودمون چله گرفتیم که انا برات 2تا پیرهن و یه شلوار خریده بود.
.gif)
و فرداش رفتیم خونه مامان جون.عصرش رفتیم دکتر آخه انگار دوباره سرماخوردی دکتر گف حالت خوبه و
زیادی نگران شدیم ولی چون دفه قبل خیلی اذیت شدی این سری زود بردیمت که بدتر نشی.دکتر وزن و
قدتم اندازه گرفت که ماشالا خوب تپل شدی.8 کیلو 63 سانت
برگشتیم و برگشتن همانا و گریه ی جناب عالی همانا.
فقط سرپا نگهت داشتیم.مجال ندادی یه
خورده هندونه بخوریم یا یه عکس ازت بگیریم.خوب شد این چن تا عکس رو بابایی گرفت ولی حیف که
گریه هات نذاشتن کنار میز یلدا هم عکسی برای یادگاری ازت بگیریم.فدات بشم شاید یه جاییت درد
میکرد.از بس گریه کردی خوابت برد.تازه مامان بزرگ میخواست شبو بمونیم که نشد. پاشدیم اومدیم
خونمون.به محض اینکه دیدی خونمون هستیم اروم شدی و خوابیدی.

قبل از اینکه دکتر بریم تو خونه خودمون بابایی این دوتا عکس رو ازت گرفت

قربونت بشم خرگوش مامان




شب یلدا
